هر گاه نتوان چيزي را به طور جهاني اثبات کرد، اعتبار آن را مي سنجند (يعني اعتقاد يا باور به آن). وجود جادو نيز به طور جهاني اثبات نشده. امّا اعتبار نسبتاً جهاني دارد.
در دين يهود
حضرت سليمان ميتوانست با پادشاهي حيوانات ارتباط برقرار کند
در دين اسلام
مطالب مربوط به حوادث عجيب در اسلام و خصوصاً قرآن چند دستهاند:
1.نابودي ناگهاني تمدّنهايي که به پيامبرانشان ايمان نياوردند با عذاب به ارادهٔ خدا و نه پيامبر. مانند:
1.عاد
2.ثمود
3.…
1.خدا به حضرت آدم اسامي الهي را گفت، و او بر ميشمرد. هنگامي که از فرشتگان خواسته ميشود آنها را دوباره تکرار کنند، نميتوانند، اما حضرت آدم ميتواند. اين توانايي خارق العاده و “اکتسابي” است. زيرا خداوند اين توانايي را به موسي آموزش داد
2.معجزه: گذاشتن تاثيري عجيب بر عالم مادّه براي اثبات پيامبري فردي بدون دخالت ارادهٔ آن پيامبر. معجزه جزو فنون سحرآميز نيست، زيرا ارادهٔ فرد در اثربخشي آنها تاثيري ندارد؛ و توسّط عوام به نام جادو شناخته نميشوند. مثال هايي از معجزه:
1.تبديل شدن عصاي حضرت موسي به ماري در صحراي سينا
2.تبديل شدن عصاي حضرت موسي به مار بزرگي در مقابل فرعون
3.تبديل شدن عصاي حضرت موسي به اژدها در مسابقهٔ جادوگري که فرعون مصر ترتيب داده بود.
4.تسلّط حضرت سليمان به حيوانات، جن، نيروهاي طبيعي مانند باد، و گفتگو با آنها و فرمان دادن به آنها.
3.کرامت: گذاشتن تاثيري عجيب بر عالم مادّهبه ارادهٔ خدا و بدون دخالت ارادهٔ آن فرد توسّط فردي که پيامبر نيست. در راستاي انجام آنچه آيين الهي اش به او دستور مي دهد.
1.«آصف بن برخيا» با دانشي که در مورد کتاب (شايد يعني نامهاي الهي) داشته، از جنّي بدعمل که اصلاح شده بود و که نزد حضرت سليمان بود[۱۱] نيز بهتر عمل ميکرده.
4.جادو (در معناي اصطلاحي قرآن):
1.جادوگران در مسابقهٔ جادوگري که فرعون مصر ترتيب داده بود تکّههاي کوچک مادّه را مانند مارهايي به حرکت در آوردند.
2.در قرآن آمده که دو فرشته به نامهاي هاروت و ماروت، جادوگري را به انسان ياد دادند و به او دستور دادند تا از آن فقط براي ابطال جادو استفاده کند. تا فرمانبرداري، خودداري و پرهيزکاري او را آزمايش کنند. امّا آنها از جادو براي جدايي انداختن ميان زن و شوهر استفاده مي کردند.[۱۲]
5.چشم زخم: در سوره قلم، آيه آخر آمده: و بدرستي که نزديک بود آنان که کافر شدند، هر آينه تو را توسّط چشمانشان (آسيب) بزنند هنگامي که شنيدند قرآن را. و ميگويند که او ديوانه است. و (حال آنکه) آن (قرآن) جز پندي براي جهانيان نيست.[۱۳]
هميشه عده بسياري قبول داشتهاند که آيين هندو و هند سرزمين جادو، هم مافوق طبيعي و هم از ديگر انواع آن بودهاست. هندوئيسم يکي از معدود دينهايي است که متون مقدسي مانند وداس دارد و در آن در مورد جادوي سياه و سفيد هر دو بحث ميکند. ودا آتاروا آن نوع ودايي است که با مانتراها سرو کار دارد و هم براي جادوي خوب و هم بد به کار ميرود. واژه مانتريک در هند، به معناي “جادوگر” است، زيرا مانتريک، مانتراها، طلسمها و نفرينها را ميداند و ميتواند براي يا بر ضد انواع جادو استفاده شود. بسياري از زاهدان پس از دورههاي توبه و مديتيشن به مقامي ميرسند که داراي نيرواي ماورا الطبيعه ميگردند. با اين وجود، بسياري اين را انتخاب نميکنند و در عوض از طريق ورود به عرصه روحانيت به نيروهاي فراطبيعي دست پيدا ميکنند. گفته ميشود بسياري از سيدهارها معجزاتي انجام دادهاند که انجام آنها غير ممکن است.
در قبايل غير متمدّن
از قبايل بومي در استراليا و نيوزلند گرفته تا قبايل ساکن در جنگهاي باراني [[آمريکاي جنوبي، قبايل آفريقايي و ملحدان الحاد باستان، گروههاي قبيلهاي در اروپا و جزاير بريتانيا، نوعي تماس با دنياي ارواح در رشد اين جوامع بشري، به چشم ميخورد. نقاشيهايي که در غارهاي باستاني در فرانسه موجود است، فرمولهاي جادوگري هستند که براي دستيابي نه شکار موفق توليد شده بودند. بسياري از عناصر تصويري بابليها و مصر يها نيز از منابع اين چنيني گرفته شدهاند. با وجود اينکه سنتهاي جادويي بومي تا به امروز باقي هستند، بعضي جوامع بسيار زود از زندگي کوچ نشيني به تمدنهاي وابسته به کشاورزي روي آوردند و رشد زندگي معنوي، انعکاس دهنده زندگي شهري بود. همانطور که بزرگان قبايل به شاهها و بروکراتها تغيير يافتند، شعبده بازان و استادان نيز به روحانيان و يک طبقه روحانيت تغيير يافتند. اين تغييرات فقط در نام گذاري و اسمها نبود. فعاليتهاي آنها نيز تغيير يافت. در حالي که کلر شعبده باز قبيله برقراري ارتباط و رايزني ميان قبيله و دنياي ارواح طبق خواسته جمعي قبيله بود، نقش روحاني انتقال دستورات خدايان به شهرها، از طرف خدايان و طبق خواسته جمعي خدايان بود. اين تغيير نشانگر اولين غضب قدرت توسط ايجاد فاصله بين جادو و کساني که آن را انجام ميدادند بود. در اين مرحله از توسعه بود که مناسک مدون و همراه با جزئيات پديد آمدند و زمينه را براي دين هاياسمي نيز فراهم کردند؛ مثلاً مراسم به خاک سپاري مصريان و مناسک قرباني کردن بابليان، پارسها، آزتکها و مايانها.
نفي جادو در ميان ملل و اديان
يهوديت، مسيحيت به طور رسمي، جادو را منع ميکنند و هميشه جادوگران را با درجات مختلفي از شدت تعقيب و تنبيه کردهاند. اين اديان جادو را يا پندار باطل ميدانند. يا ناشي از دخالت موجودي (مانند فرشته يا جن) که با جادوگر پيمان بسته تا طبيعت را به خواست او دستکاري کند.
مسلمانان يا پيروان اسلام، به وجود «جادو» يا به عربي «سحر» به معناي خاصّي اعتقاد دارند و انجام آن («جادوگري» يا به عربي «سحر») را منع و نهي ميکنند.
در روايات اسلامي پيش بيني شده که فردي به نام دجّال پيش از انقلاب مهدي موعود و استقرار حکومت جهاني او، با جادو و شعبده و فنّاوري زمان عدّهٔ زيادي را مخصوصاً از زنان و جوانان مي فريبد و در کار حکومت خلل ايجاد مي کند.[۱۴]