همسایگانی که از هم خبر ندارند

همسایگانی که از هم خبر ندارند

بعد از مرگ، جمعيت کنار هم هستند؛ اما هر کس در کنار سفره خودش است. اينها مجموع هستند نه مجتمَع. فرمود: ﴿إِنَّ الأوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ ٭ لَمَجْمُوعُونَ إِلَي مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ﴾؛ اما مجتمع نيستند، اجتماع ندارند..

اصرار قرآن کريم اين است که انسان حقيقتي است که هرگز از بين نمي‌رود؛ منتها از عالمي به عالم ديگر منتقل مي‌شود. در دنيا با اجتماع زندگي مي‌کند و بعد از دنيا زندگي جمعي هست، ولي اجتماعي نيست. در دنيا بر اساس اينکه هر کسي کاري دارد، با کمک ديگري اين مشکل حلّ مي‌شود، اين زندگي را مي‌گويند اجتماعي. بعد از مرگ، جمع هستند، جمعيت کنار هم هستند؛ اما هر کس در کنار سفره خودش است. اينها مجموع هستند نه مجتمَع. فرمود: ﴿إِنَّ الأوَّلِينَ وَ الآخِرِينَ ٭ لَمَجْمُوعُونَ إِلَي مِيقَاتِ يَوْمٍ مَعْلُومٍ﴾؛[1] اما مجتمع نيستند، اجتماع ندارند. يک بيان نوراني از حضرت امير است درباره برزخي‌ها که فرمود: «جِيرَانٌ لَا يَتَأَنَّسُونَ وَ أَحِبَّاءُ لَا يَتَزَاوَرُون‏»،[2] اينها همسايه‌هايي هستند که از يکديگر خبر ندارند.
 

هر کس بخواهد در آن عالم راحت باشد بايد سفره خود و مائده خود و مأدبه خود را به همراه داشته باشد. آنجا سخن از خوردن طبيعي به اين صورت نيست. غذاي آدم در آنجا تقواست، فرمود: ﴿تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي﴾.[3] يک مسافر، زاد و راحله دارد؛ در اين کريمه فرمود که زاد و توشه انسان بعد از مرگ، تقواست. او مهمان سفره تقواست و اگر اين مسافر، راحله داشته باشد؛ يعني مَرکَب داشته باشد، اين راه را بهتر طي مي‌کند. زاد انسان تقواست ﴿تَزَوَّدُوا فَإِنَّ خَيْرَ الزَّادِ التَّقْوَي﴾، راحله، محبت است که آسان‌تر و سريع‌تر اين راه را طي مي‌کند. فرمود: ﴿إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ﴾؛[4] همه ما محبّ خدا هستيم؛ براي اينکه تمام هستي ما از اوست؛ اما تمام کوشش و تلاش ائمه(عليهم السلام) اين است که ما را از مرحله محبّ بودن به محبوب بودنِ خدا منتقل کنند. اينها واسطه‌، شفيع‌ و مسير فيض هستند که ما را از دالان انتقالي محبت عبور بدهند، چون خدا فرمود: ﴿إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏ يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ﴾.
 

در مسائل سير و سلوک اگر کسي بخواهد از مقام محبّ بودن به محبوب بودن برسد حدّ وسط آن «حبيب الله» است. اگر کسي پيرو «حبيب الله» بود، از محبّ بودن به محبوب بودن منتقل مي‌شود؛ لذا اين بخش از قرآن آن حدّ وسط را ذکر کرد. به پيغمبر(صلّي الله عليه و آله و سلّم) فرمود شما به مردم بگوييد: ﴿إِنْ كُنْتُمْ تُحِبُّونَ اللَّهَ فَاتَّبِعُوني‏﴾؛ من که حبيب خدا هستم، در مدار محبت و دين من حرکت کنيد، ﴿يُحْبِبْكُمُ اللَّهُ﴾، از محبّ بودن به محبوب بودن مي‌رسيد.

پی نوشت:
[1]. سوره واقعه، آيات49 و50.
[2]. نهج البلاغه(للصبحي صالح)، خطبه221.
[3]. سوره بقره, آيه197.
[4]. سوره آل عمران، آيه31.
 

دیدگاه‌ خود را بنویسید

اشتراک گذاری این صفحه در :
ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
به بالا بروید