مرگ آگاهي , مأمور الهي , مهدي سامع , مهماني لاله ها , مسئله حل است
مرگ آگاهي محمدحسين در كلاس دوم راهنمايي، عصرها به مدرسه ميرفت. يك روز صدايش كردم تا آماده شود، ولي جوابي نداد. فكر…
مرگ آگاهي محمدحسين در كلاس دوم راهنمايي، عصرها به مدرسه ميرفت. يك روز صدايش كردم تا آماده شود، ولي جوابي نداد. فكر…
نمازگردان سيدمحمد اعتقاد محكم و استواري داشت و در اوقات نماز خيلي مراقبت مينمود، حتي بعد از شهادتش نيز زمان نماز را…
وعده ي ديدار در سال 1373 شب جمعه در خواب ديدم كه با شهيد سيدمرتضي آويني در حوالي منطقهي فكه در زميني…
يوسف هاتف بعد از شهادت فرزندم يوسف كه در عمليات والفجر يك در فكه به شهادت رسيد، با جمعي از خانوادههاي شهدا…
بي نشان اهل بيت (ع)روزهاي آخر سال 79 و سال امام علي (ع) در منطقهي جنوب، با عراقيها در خاك عراق به…
شفاي ياربعد از اينكه عصبهاي دستم در اثر اصابت گلولهي دشمن قطع شد، دكترها اعلام كردند دستم بايد قطع شود، و يا…
كرامت يك خواب تقريباً اوايل سال 72 بود كه در خواب ديدم در محور «پيچانگيز» و شيار «جبليه» در روي تپهي ماهورها،…
شهيد كربلايي قبل از عمليات بدر غلامرضا جلو من و مادرش، بدنش را برهنه كرد و گفت: نگاه كنيد! ديگر اين جسم…
عطر گلاب شب جمعه در بالكن اتاقمان در بيمارستان پادگان سرپل ذهاب بوديم. در مقابل اتاق ما ماشين حمل پيكر شهدا قرار…
توسل به امام رضا (ع) چند روزي بود كه موفق نشده بوديم پيكر شهيدي را كشف كنيم و برادران، اين مسأله را…
چهارده شب قبل از عمليات، بچهها تصميم گرفتند بيرون چادرها مراسم دعاي توسل راه بيندازند. دشت، حال و هواي خاصي پيدا كرده…
رؤياي شهادت ماه رمضان بود، با بچهها قرار گذاشتيم در منزل آيتالله خادمي تحصن كنيم. آن شب مأموران به پدرم گفتند: «چون…
زيارت شهيد محمدرضا عاشورا پس از مجروحيت در عمليات والفجر 8، به بيمارستاني در اصفهان منتقل گرديد. در آنجا روبه خانوادهاش كه…
سه حاجت، سه قول شهيد نوريان وقتي به حج ميرفت، رو به ما گفت: «چيزي جز دعا و نماز از من توقع…
سجده ي شهادت شهيد بسيجي «علي قرائي» بسيار زياد سجده ميكرد و ميگريست. در شبانه روز 5 بار زيارت عاشورا ميخواند. هميشه…
شهيد عبدالرحيم اسماعيل طحان مدت ده سال بود كه از او خبري نداشتيم، نه ميدانستيم شهيد شده است نه اسير. تا اينكه…
شهيد رضا اردكاني سه روز بيزبان بودم و قدرت تكلم خود را از دست داده بودم و به ناراحتي شديد قلبي نيز…
شهيدي با دو مزار شب ميلاد مولا علي (ع) در كنار سنگر نشسته بود و قرآن ميخواند، مؤذن سنگر اطلاعات عمليات بود،…
اهل قبور مجلس باشكوهي از طرف يكي از خلفا برپا شد و امام هادي (ع) نيز دعوت گرديد. با تشريف فرمايي امام…
حكايت اذان شهيد سال 74 بود كه باز دلمان هواي خوزستان كرد و در خدمت بچههاي «تفحص» راهي طلائيه شديم. عليرغم آبگرفتگي…
اين جا شهيدي خفته است در عالم خواب، داخل يكي از شيارهاي فكه با همان چوبدستي كه به علت كمردرد، دستم ميگرفتم،…
خادم مطهر دو ماه قبل از تولد مرتضي، شبي خواب ديدم كه به همراه زنان محل در محفلي نوراني، در مسجد اجتماع…
آيا به عباس الهام ميشد؟ سرهنگ خلبان حقشناس، نماينده نيروي هوايي در قرارگاه هويزه بودند. من به همراه سرهنگ بابايي كه در…
دو ساعت ديگر شهيد مي شوم قبل از عمليات كربلاي 5 جمعي از بچههاي گروهان غواصالحديد از گردان حمزه سيدالشهدا لشگر 7…
اصحاب قتلگاه يكي دو روزي ميشد كه شهيدي پيدا نكرده بوديم؛ يعني راستش، شهدا ما را پيدا نكرده بودند. گرفته و خسته…
دعوت از دوست گفتند كه چيزي از شهيد اورنگي نميدانيم و در تحقيقها هم به جايي نرسيديم، اما در بررسي دقيق متوجه…
بر بالين عشق در شهر شيراز رسم بود علماي برجسته براي شهدا تلقين بخوانند. آن شب قبل از خواب احساس عجيبي داشتم.…
پيكر درخشان در بهار سال 1361 كه بخش دوم عمليات محرم در منطقهي موسيان انجام گرفت، من مسئول واحد تعاون تيپ 25…
پيشاني شب عمليات كربلاي 5، توي سنگر نشسته بوديم. از هر دري صحبتي بود. در عمليات قبلي _ كربلاي 4_ همه نگران…
گناهكار ظاهراً عراقيها، حالا به هر دليل و جهت، متوجه شده بودند كه من روحاني هستم و در پي آن بودند تا…