صفحه اصلی دوره بازکردن همه

۰۸- جنگ شناختی در فروپاشی شوروی

متن

بسم‌الله الرحمن الرحیم

کارشناس: استاد محمودی

عنوان: جنگ شناختی در فروپاشی شوروی

هدف از این بحث، بررسی نقش جنگ شناختی در سرنگونی دومین ابرقدرت جهان در دوران جنگ سرد، یعنی اتحاد جماهیر شوروی، است. این یک رویداد شگفت‌انگیز است که دومین قدرت جهانی، با وجود برخورداری از حجم عظیمی از امکانات، توسعه اقتصادی و زیرساخت‌ها، در نبرد جنگ شناختی شکست خورد.

استراتژی ریگان و شکست جنگ سخت

جنگ سرد تا زمان روی کار آمدن رونالد ریگان در ایالات متحده ادامه یافت. ریگان آغازگر نسلی از رؤسای جمهور آمریکا بود که ویژگی‌های سیاسی نداشتند، بلکه بیشتر به عنوان شومن شناخته می‌شدند (که امروزه ترامپ نیز سردمدار این گروه است)؛ ریگان خود یک بازیگر بود و چند ماه پیش از انتخاب به ریاست جمهوری، مشغول ضبط صحنه‌های فیلم بود.

مسئولین آمریکایی به این جمع‌بندی رسیدند که سرنگونی شوروی از طریق جنگ سخت امکان‌پذیر نیست. شوروی و آمریکا هر دو دارای بمب هسته‌ای بودند. در واقع، شوروی در برخی زمینه‌ها از آمریکا پیشی گرفته و موشک‌های خود را در کوبا، در نزدیکی مرزهای آمریکا، مستقر کرده بود و این وضعیت بحران جدی ایجاد کرده بود.

با روی کار آمدن ریگان، او اعلام کرد که باید در جبهه رسانه‌ای جلوی شوروی گرفته شود؛ زیرا اجرای عملیات سخت میسر نبود.

پروژه جنگ ستارگان: توهمی برای فروپاشی

ریگان یک پروژه تخیلی و توهمی را پایه‌گذاری کرد. این پروژه در زمان خود چنان پذیرفته شده بود که اگر کسی واقعیت تخیلی بودن آن را بیان می‌کرد، به بی‌سوادی متهم می‌شد.

این پروژه سنگین شامل فرستادن فضاپیما به هوا بود. این عملیات به اسم استقرار یک سامانه در جو زمین معرفی شد که قرار بود با استفاده از فناوری لیزر، موشک‌ها را در هوا منفجر کند. این سامانه به عنوان یک فناوری بسیار پیشرفته معرفی شد.

تبلیغات و باور عمومی

بسیاری از اندیشمندان و کارشناسان، این سامانه را تأیید کردند. فضای عجیبی ایجاد شد و حتی چندین نفر به طرز مشکوکی کشته شدند. در سطح جهانی این باور ایجاد شده بود که آمریکا در حال ساخت (یا حتی ساخته) فناوری‌ای است که می‌تواند جلوی شوروی را بگیرد، در حالی که شوروی توان مقابله با آن را ندارد. مردم باور داشتند که آمریکا می‌تواند شوروی را بمباران هسته‌ای کند و خود نجات یابد، اما شوروی قادر به ایستادگی در برابر آمریکا نیست.

مذاکرات ذلت‌بار و فروپاشی از درون

این باور عمومی، از جمله توسط آقای گورباچف، پذیرفته شده بود.

تذکر: مستند پرزیدنت آکتور سینما برای درک سطح آگاهی‌بخشی این رویداد، همانند یک واجب شرعی، توصیه می‌شود.

در این مستند، صحنه‌ای به نمایش در می‌آید که آقای گورباچف در کنار لیموزین ریگان، در حالی که دست به سینه ایستاده، از او درخواست می‌کند: آقای رئیس جمهور، خواهش می‌کنم بی‌خیال پروژه جنگ ستارگان شوید. ریگان با تأمل پاسخ می‌دهد که این موضوع باید بررسی شود، و جواب مثبت یا منفی نمی‌دهد.

نتیجه این وضعیت، هشت سال مذاکرات ذلت‌بار شوروی با آمریکا بود. شوروی که خود ابرقدرت بود، آنچنان امتیازاتی در حوزه‌های مختلف اقتصادی، فرهنگی، سیاسی و اجتماعی به آمریکا داد که نهایتاً از درون دچار فروپاشی شد.

نشانه های ضعف داخلی

شوروی از درون سست و بی‌مایه شد. آقای گورباچف بعدها در پاسخ به چرایی فروپاشی گفتند: ما متوجه نشدیم که در آن زمان که صف‌های کیلومتری جلوی شرکت‌های غذایی مانند مک‌دونالد در شوروی شکل می‌گرفت، چه اتفاقی در حال افتادن بود.

این مذاکرات فرسایشی و امتیازدهی مداوم، کار را به جایی رساند که شوروی ابرقدرت، صرفاً از ترس اینکه آمریکا می‌تواند آن را از بین ببرد ولی خود شوروی توانایی مشابهی ندارد، آنقدر امتیاز داد که از درون سست شد. پس از رفتن گورباچف و روی کار آمدن آقای یلتسین، شوروی به طور کامل فرو پاشید و به کشورهایی تبدیل شد که امروزه شاهد هستیم.

نتیجه‌گیری

پس از دهه‌ها از فروپاشی شوروی، آنچه باقی مانده تنها مجموعه‌ای از عکس‌ها و فیلم‌های کودکانه است که مردم با دیدن آن‌ها و فناوری‌های قدیمی آن زمان، به این موضوع می‌خندند که چگونه آمریکا می‌توانست واقعاً چنین سامانه‌ای را بسازد. اما با همین اقدام “خنده‌دار”، دومین ابرقدرت دنیا، یعنی شوروی، فقط و فقط به خاطر جنگ شناختی فرو پاشید. لذا باید هوشیار بود و نکات و درس‌های این بخش از تاریخ را تا جای ممکن برای خود و دیگران تبیین نمود.

به بالا بروید