کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد محمودی
عنوان: جنگ شناختی، بازخوانی تاریخ با روایتسازی جدید
ممکن است برخی بپرسند که «ایران اینترنشنال چه تأثیری بر ما یا بر جوانان میگذارد که افکار و رویکردها تا این حد تغییر کرده است». اجازه دهید چند خبر از ایران اینترنشنال را با هم مرور کنیم. این موضوع بسیار جالب است و نیاز به دقت بالایی در دیدن و مدیریت این تصاویر دارد.
به این تصویر بهدقت نگاه کنید. تیتر آن چیست؟
نوشته شده است: بیش از ۹ میلیون و ۷۰۰ هزار نفر در کشور دارای معلولیت هستند. بر اساس توضیحات قبلی در خصوص جنگ شناختی و روایتسازی، و با توجه به «چرخه روایت»، معنای اصلی این تصویر چیست؟ آیا هدف ایران اینترنشنال صرفاً بیان آمار معلولین است، یا اینکه با نوع تصویری که انتخاب شده، بیتدبیری، بیعرضگی و ناکارآمدی نظام را نشان میدهد؟
به تصویر بعدی توجه کنید. این تصویر بسیار جالب است.
نوشته است: کارگر ایرانی برای حقوق بهتر به عراق و افغانستان میرود.
اشکال کار کجاست؟ خوب دقت کنید؛ اشکال اینجا است که این خبر در رابطه با عتبات عالیات است. معنای اصلی این خبر چیست؟ «تَنَفُر از عتبات عالیات» در چه قالبی؟ در قالبی که مشاهده میکنید.
یا بهعنوان مثال، ایران اینترنشنال خبری منتشر میکند که «رهبری آینده را خوب پیشبینی میکند». برای این موضوع چه عکسی انتخاب شده است؟ چه مفهومی به ذهن مخاطب میرسد؟
این است هنر روایتسازی، هنر خلق معنا و تثبیت معنا در ذهن، که هنری بینظیر است.سروران گرامی، این هنر امروز مورد استفاده قرار میگیرد.
من اکنون سؤالی از شما میپرسم. مخاطبان گرامی تأمل کنند: من میگویم در ایران سیل آمده است.
با توجه به روایتسازیهای قبلی، چه چیزی به ذهن شما میآید؟ ویرانی، خرابی، گِلولای و انسانهایی که در گِلولای از بین رفتهاند، به ذهن میرسد. حال من میگویم: سیل در اروپا
آنجا چه چیزی به ذهن شما متبادر میشود؟
به تصویر نگاه کنید؛ این تصویر بسیار عجیب و جالب است.
نوشته شده است: ونیز زیر آب؛ گردشگران همچنان مشتاق
وقتی فرد این تصویر را میبیند، احساس میکند که گویی طبیعت با ایرانیها لج کرده است؛ انگار ابرهای ایران وحشی و ابرهای اروپایی مهربانتر هستند و میدانند چگونه ببارند که چیزی خراب نشود.
هنر روایتسازی در این نقطه است. به این تصویر بهدقت توجه کنید تا بدانید که در بحث روایتسازی، دشمن تنها مسائل سیاسی را مدنظر ندارد، بلکه حتی در گرمای هوا نیز جهتدهی خود را اعمال میکند.
زمانی که میخواهد گرمای هوا در ایران را نشان دهد، از این تصویر استفاده میکند.
تیتر آن است: آب مایع حیات، همراه با تصویری از یک سد تقریباً خشک، یک دیوار مخروبه، که القاکننده فقر و محرومیت است.
این تصویر این حس را ایجاد میکند که عجب بدبختی بود که در ایران به دنیا آمدم!
حتی برای این موضوع جوکهایی نیز میسازند. میگویند: «هیچوقت ۱ درصد را دست کم نگیر. جمعیت کره زمین ۸ میلیارد، جمعیت ایران ۸۰ میلیون». تنها یک درصد احتمال داشت که در ایران به دنیا بیاییم. در نتیجه، انسان از داشتههایش متنفر میشود.
گرمای هوا در ایران تلفاتی ندارد؛ مردم نهایتاً یک لایه لباس کمتر میپوشند و شاد و خوش و خرم هستند. اما گرمای هوا در اروپا تلفات داده و سه و اندی نفر کشته شدهاند. حال به این تصویر خوب نگاه کنید. تصویری که [رسانه] منتشر میکند، تصویر جوانی است که در گرما زیر فواره آب رفته است. این تصویر چنان جذاب است که مخاطب تمایل دارد خودش را جای او بگذارد.
این است هنر روایتسازی. در روایتسازی، شما کاری میکنید که احساسات تحریک شوند.
در پایان، بحث بسیار مهمی را آغاز خواهم کرد که نیازمند چند جلسه کار است؛ آن هم لایههای شخصیتی انسان. چهار لایهای که در تصویر مشاهده میکنید، چهار لایه اصلی شخصیتی انسان هستند. مهمترین لایه، احساسات است. مهمترین لایه در تغییر رویکردهای شخصیتی ما، احساسات است. هنگامی که احساسات تحریک میشوند، لایههای بعدی به ترتیب عبارتاند از: تعقل و استدلال، باورها و ارزشها، و در نهایت هویت و شاکله شکلگیری شخص