
دنیای آدمی بودم اما….
دنیای آدمی بودم اما به چشم هیچ راننده ای نیامده بودم بدون شما از کنار خیابان ناپدید می شوم بانو آمده بودم دارو برای خانه بگیرم از شهر شما بدور خانه ام سرطان پنجره دارد دکتر برده ام بالای سرش زیارت ناحیه خوانده ام پشت درب های بسته ی ناحیه













