
آرزوی مرگ از نظر اسلام و قرآن ۲
مولوی می گوید: ای که می ترسی ز مرگ اندر فرار *** آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار زشت روی توست نی رخسار مرگ *** جان تو همچون درخت و مرگ برگ مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست *** آینه صافی یقین همرنگ روست می گوید تو
253 مقاله

مولوی می گوید: ای که می ترسی ز مرگ اندر فرار *** آن ز خود ترسانی ای جان هوش دار زشت روی توست نی رخسار مرگ *** جان تو همچون درخت و مرگ برگ مرگ هر کس ای پسر همرنگ اوست *** آینه صافی یقین همرنگ روست می گوید تو

مرگ برای بعضی از انسانها یک امر آرزویی است و برای بعضی از انسانهای دیگر امری ضدآرزوست. بعضی از انسانها حق دارند که مرگ را آرزو کنند، ولی آرزوی مرگ برای بعضی از انسانهای دیگر ضدمنطقی است. این مکتبی است که از یک طرف قائل به جاودانگی روح است و

انسان در ابتدا همان حالت ماده شل را دارد ولی تدریجا تغییرشکل پیدا می کند، البته نه به آن سرعتی که ماده گچ تغییر شکل پیدا می کند، و هر چه عمر انسان به پایان خود نزدیکتر می شود قابلیت دگرگونی او کمتر می شود، یعنی برای یک بچه شیرخوار

خٌلق که اصطلاح ” اخلاق ” هم در میان علمای اسلامی از همین جا پدید آمده است در مقابل خَلق است، خٌلق داریم و خَلق. خَلق به صورت و بدن اطلاق می شود و خٌلق به خصلتها و کیفیتهای روحی. انسان از نظر خَلق، بالفعل به دنیا آمده، یعنی در

کانونش کجاست؟ می گویند نمی دانیم کجاست و بلکه اصلاً محل ندارد، جا ندارد، هیچ جای بدن را نمی توانیم بگوییم جای اوست. دل جای اوست؟ نه. مغز و اعصاب جای اوست؟ نه. تصریح می کنند که جا ندارد ولی من عندالله است. قرآن می خواهد بگوید این طور چیزها

۱ـ ابقاى انسان بدن، از بدو تولد تا مرگ داراى حالتهاى گوناگونى است (کودکى، نوجوانى، جوانى و کهولت). این تغییر تدریجى بدن، امرى محسوس است، علاوه بر آن که در فلسفه به اثبات رسیده که تغییر و تحول از لوازم ماده است اما در انسان علاوه بر این تغییر و

از سؤالات مهمّى که در بحث معاد مطرح است این است که آیا معاد تنها جنبه «روحانى» دارد، و یا جسم و بدن انسان نیز در جهان دیگر باز مى گردد، و انسان با همین روح و جسمى که در دنیا دارد، تنها در سطحى برتر و بالاتر، به زندگى

اشاره نظریه تناسخ ارواح یا انتقال نفس از بدنی به بدن دیگر، از قرنها پیش در مشرق زمین وجود داشته و با استقبال گسترده فرق و مذاهب گوناگون روبهرو بوده است. کسانی به عنوان یک عقیده مذهبی به آن دل بسته و آن را یک امر واقعی پنداشتهاند تا جایی

د) اصل امتناع تعطیلی نفوس براساس نظریه تناسخ نفس، بدن قبلی را رها کرده و به بدن جدیدی ملحق میشود؛ در حالی که میان لحظه مفارقت از بدن قبلی و لحظه اتصال به بدن جدید فاصله ایجاد میشود و در حد فاصل این نقل و انتقال نفس از تدبیر بدن

. تناسخ مُلکی تناسخ ملکی؛ یعنی نفس انسانی در این عالم طبیعی، بدن مادی خود را رها کرده، وارد جسم و بدن مادی دیگری شود. آنچه از مکاتب هندی گزارش شده، ناظر به این نوع از تناسخ است. تناسخ ملکی نیز خود به دو شکل مطرح است: الف) تناسخ ملکی

نفوذ شیطان از طریق خیرخواهی و مصلحت اندیشی : انسان با تمام وجود خیال می کند که شیطان خیر آدم را می خواهد. او به گونه ای صحنه را می چیند که آدم گول می خورد. حضرت فرمودند: از صمیمی ترین دوستتان هم پرهیز کنید. بزرگی می فرمود: چه بسا

در بصائرالدرجات ص ۲۴ با سند متصل خود از بعضی از اصحاب امیرالمؤمنین علیه السلام نقل کرده است که: عبدالرحمن بن ملجم مرادی با جماعتی از مسافرین و وافدین مصر در کوفه وارد شد، و آنها را محمدبن ابی بکر «ره» فرستاده، و نامه معرفی آن مسافرین و وافدین در

پرسش: نحوه ارتباط با عالم برزخ و قبر چگونه است؟ پاسخ: ارتباط با عالم برزخ با توجه به بقاء روح در عالم برزخ قابل توجیه است و این ارتباط طرفینی است؛ یعنی در مواردی افرادی با مردگان تماس میگیرند و از آن طرف ارواح نیز با زندگان در ارتباط اند،

پرسش: شب اول قبر چگونه شبی است ؟ پاسخ: شب اول قبر، اولین شبی است که روح از بدن مفارقت کرده است اما در مورد کیفیت آن: فشار قبر در این قبر خاکی رخ نمیدهد؛ بلکه در جایی است که روح در آن قرار دارد. برای فهم این مطلب، توجه

پرسش: توجه به اینکه خداوند انسان را از روح خود خلق کرده است آیا در قیامت روح خود را عذاب میکند پاسخ: اضافه “یای نسبت” به کلمه “روح” در آیه شریفه اضافه تشریفیه است، مانند “بیت اللَّه”؛ یعنی، خداوند به این طریق از شرافت و عظمت روح انسانی پرده بر

پرسش: نحوه ارتباط با عالم برزخ و قبر چگونه است؟ پاسخ: ارتباط با عالم برزخ با توجه به بقاء روح در عالم برزخ قابل توجیه است و این ارتباط طرفینی است؛ یعنی در مواردی افرادی با مردگان تماس میگیرند و از آن طرف ارواح نیز با زندگان در ارتباط اند،

پرسش: آیا میشود گفت روح مومنان یک روح در بیشمار جسم است؟ پاسخ: در جواب این دو سؤال گفتنی است که: الف) روح در افراد بشر – چه همه مؤمن باشند و چه کافر – یکی نیست؛ بلکه هر انسانی روح مستقل خودش را دارد. ب ) اگر روحها با

۷- استوارترین نظریه در تفسیر «روح» به نظر نگارنده، علامه سیدمحمدحسین طباطبایى در تفسیر المیزان، استوارترین و منسجم ترین نظریه را در مورد روح ارایه کرده اند که خلاصه آن را در پى مىآوریم: ۷-۱- معناى روح علامه مىنویسد: مردم چه در گذشته و چه در حال، با همه اختلاف

پرسش: یک دلیل دلچسب و ساده در اثبات وجود روح یا بعد ملکوتی انسان بیانکنید؟ پاسخ: ثبات شخصیت و “مَن” انسانی از دلایل وجود روح و نیز تجرّد آن است. میدانیم که عناصر بدن ما دائماً در حال تغییر و تحول است و هر چند سال یک بار کلیه سلولهای

۵- وجوه معانى روح در قرآن همان طور که قبلا اشاره شد لفظ روح در قرآن کریم ۲۱ بار آمده است.بىتردید، در تمامى این موارد مصداق واحدى مراد نیست.با توجه به ظاهر و سیاق آیات قرآن مىتوان موارد کاربرد را در چند گروه جاى داد. ۵- ۱- موجودى مستقل در

۱. مقدمه: از زمانى که خداوند متعال با وحى بر پیامبرانش از دمیدن «روح» خود در پیکر انسان پرده برداشت، واژه روح به عنوان یکى از واژه هاى پر رمز و راز در حوزه انسانشناسى مطرح شد.پس از آن فیلسوفان، متکلمان، عارفان و روانشناسان در بیان حقیقت آن نظراتى ابراز

پرسش: آیا روح بعد از جدا شدن از جسم به دنیای دیگری منتقل می شود یا این که طبق روایات افرادی که دچار مرگ موقتی شده اند , بین آدمیان و در همین دنیا زندگی می کنند؟ پاسخ: وقتی انسان می میرد, روح از بدن جدا شده و در عالم

پرسش: آیا روح اموات با زندگی مادی در ارتباط هست یا خیر؟ پاسخ: براساس روایات و همچنین با توجه به ارتباط نسبی که بدن برزخی با بدن مادی که در زیر خاک پنهان است، دارد. ارواح انسانی در برزخ براساس منزلت و فضایلی که در دنیا داشته اند، امور دنیوی

پرسش: آیا احضار روح ممکن است ؟ آیا می شود روح یک شخصیت والا را ظاهر کرد؟ آیا انسان روح رامی تواند ببیند؟ جواب: از نظر دینی , ارتباط با ارواح کسانی که از دنیا رفته اند نه تنها امر محالی نیست , بلکه در خارج واقع شده و اتفاق

لَقَدْ آتَینَا مُوسَى الْکِتَابَ وَقَفَّینَا مِنْ بَعْدِهِ بِالرُّسُلِ وَآتَینَا عِیسَى ابْنَ مَرْیمَ الْبَینَاتِ وَأَیدْنَاهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ أَفَکُلَّمَا جَاءَکُمْ رَسُولٌ بِمَا لَا تَهْوَى أَنْفُسُکُمُ اسْتَکْبَرْتُمْ فَفَرِیقًا کَذَّبْتُمْ وَفَرِیقًا تَقْتُلُونَ ما به موسی کتاب (تورات) دادیم؛ و بعد از او، پیامبرانی پشت سر هم فرستادیم؛ و به عیسی بن مریم دلایل روشن

إِنا لِلهِ وَ إِنا إِلَیْهِ رَ’جِعُونَ؛ ما مِلک مطِلق خدا هستیم؛ و تحقیقاً ما بسوی او بازگشت کنندگانیم» (بقره/۱۵۶). از جمادی مُردم و نامی شدم *** وز نَما مردم به حیوان سر زدم مردم از حیوانی و آدم شدم *** پس چه ترسم کی ز مردن کم شدم حمله دیگر

در «امالی» شیخ طوسی با سند متّصل خود روایت میکند از عبدالله بن سلیمان از حضرت امام محمد باقر علیه السلام میگوید: از حضرت باقر علیه السّلام درباره زیارت اهل قبور پرسش کردم. فرمود: چون روز جمعه باشد آنانرا زیارت کن؛ چون هر کس از آنان در ضیق و تنگی

در آیات ۸۸-۹۶ سوره واقعه در حین انتقال روح به عالم برزخ چون هنوز مسأله قیامت مطرح نیست، بلافاصله انسان ها را تقسیم می کند. مردم را سه دسته می کند مقربین، اصحاب الیمین و مکذبین (که در اول همین سوره اصحاب الشمال نامیده شده اند). قرآن یک عده را

آیات دیگری ما داریم که در آن آیات مکالمه فرشتگان را با متوفاها بعد از مردن بیان می کند که فرشتگان سخنی می گویند به آنها و آنها جواب می دهند، باز فرشتگان به آنها جواب می دهند، مکالمه میانشان صورت می گیرد، مثل این آیه که مخصوصا راجع به

یکی از اصول جهان بینی اسلامی که از ارکان ایمانی و اعتقادی دین اسلام است، اصل ایمان به زندگی جاوید و حیات اخروی است. ایمان به عالم آخرت شرط مسلمانی است، یعنی اگر کسی این ایمان را از دست بدهد و انکار کند از زمره مسلمانان خارج است. پیامبران الهی