دوره Home
1-اهمیت فرزندآوری
2-نگاه مردم یا نگاه خدا؟
3-جهاد فرزندآوری(قسمت اول)
4-جهاد فرزندآوری(‌قسمت دوم)
5-از جوانی و عملکرد ما سوال خواهد شد!‌
6-موانع قابل قبول در فرزندآوری
7-فاصله بین فرزندان چقدر باید باشد؟
8-انفجار پیری جمعیت
9-فرزند نیاز به برادر و خواهر دارد!‌
10-چقدر اهل عمل بودیم؟
11-پژوهشی متفاوت
12-عبادت فقط نماز و روزه نیست!
13-ضررهای فرزند کمتر
14-وقت بچه ها را چطور پر کنیم؟
15-بهترین زمان برای فرزندآوری
16-سقط جنین،‌ حرکتی خطرناک
17-حفظ انقلاب یک معروف مهم
18-توجه به تنهایی فرزند
19-با چرتکه های‌ دنیایی نگاه نکنیم!
20-تأثیر فرزندآوری در کار گروهی!
21-اجتماعی شدن فرزندان
22-تک فرزندی و متوقع بودن
23-تمرین محبت ورزی
24-تفاوت قائل نشدن بین فرزندان
25-مقایسه کردن
26-دختر یا پسر
27-تنبیه بدنی
28-روش صحیح تشویق و تنبیه
29-توجه ذره بینی
30-از فرزندان انتظار منطقی داشته باشیم
31-مسئولیت دادن به بچه ها
32-تفاوت قائل شدن بین نیاز و خواسته فرزند
33-نوش دارو پس از مرگ سهراب
34-بحران تنهایی
35-محبوب ترین مخلوق
36-طلب فرزند صالح
37-بیماری کفاره گناهان والدین
38-عامل ماندگاری

32-تفاوت قائل شدن بین نیاز و خواسته فرزند

متن

بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد پوراحمد خمینی
عنوان: تفاوت قائل شدن بین نیاز و خواسته فرزند

یکی از مشکلاتی که ممکن است دچار آن بشویم و شاید هم متوجه نشویم این است که نمی توانیم بین نیاز و خواسته فرزند تفاوت قائل بشویم. (البته این نکته بیشتر متوجه خانواده هایی است که یک یا دو فرزند دارند.)
بچه های ما نیازهایی دارند، خواسته هایی هم دارند. الزاماً همه نیازهای فرزند ما جزء خواسته های او محسوب می شود اما همه خواسته ها نیاز محسوب نمی شود.
نیازهای فرزندان ما طبیعتا کمتر است. اما در خانواده هایی که فرزند کمتری دارند از آنجایی که توجهات پدر و مادر و اطرافیان متوجه همان یک یا دو فرزند می شود لذا این فرزندان هرآن چیزی که می خواهند پدر و مادر سعی می کنند که برایشان فراهم کنند .با هر سختی هم که شده فراهم می کنند. می گویند به جای اینکه چهار فرزند بیاوریم یک یا دو فرزند می آوریم و همه چیز را خرج او می کنیم. اما این پدر و مادر از این غافل هستند که طبیعت انسان اینگونه است: اگر در رفاه بزرگ بشود، اگر در آسایش کامل بزرگ بشود به مرور زمان به این شیوه زندگی همگن می شود و وفق پیدا می کند. به این شرایط زندگی عادت می کند. لذا این بچه وقتی بزرگ شد دیگر ترک عادت برای او کار سختی است. این فرزند بزرگ می شود و چون تعدادشان کم بوده و هر آنچیزی که مورد نیاز بوده برایش فراهم شده و پدر و مادر تفاوتی بین نیاز و خواسته او قائل نبودند با مشکل رو به رو می شود.
فرزند 18 ساله را تصور کنید، با توجه به اینکه همه توجهات پدر و مادر طی این سالها معطوف به او بوده و هر چیزی که خواسته برایش تهیه شده است. یعنی هربار که چیزی می خواسته با گریه به آن رسیده است و تفاوتی بین نیاز و خواسته هایش قائل نشده اند، الآن هم حاضر است ساعت ها بنشیند و گریه کند تا به آن چیزی که نیاز دارد برسد! گریه کند که برایش موتور بخرند. خب، این فرزند بزرگتر که بشود و ازدواج هم بکند باز هم اذیت خواهد شد چون انتظار دارد. و آنجاست که پدر و مادر به اشتباه خودشان پی ببرند.
چقدر خوب است که الآن در نگاه تربیتی خودمان و تفاوت قائل شدن بین نیاز و خواسته فرزندمان تجدید نظر کنیم.

درس Content
به بالا بروید