کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: تربیت فرزند براساس نامه ۳۱، واقعنمایی دلسوزانه
ادامه بررسی اصول و مهارتهای تربیت فرزند از نامه ۳۱ نهجالبلاغه، ما را به نکتهای عمیق و پرمغز با عنوان واقعنمایی دلسوزانه رهنمون میسازد. حضرت امیرالمؤمنین علیهالسلام، این نامه را با عباراتی آغاز میکنند که بیانگر درک عمیق ایشان از گذر زمان و وضعیت وجودی انسان است.
ایشان در مقدمه نامه میفرمایند:
- [این نامه است] از پدری فانی، اعترافکننده به گذشت زمان، زندگی را پشت سر نهاده که در سپری شدن دنیا چارهای ندارد، مذمتکننده دنیا، مسکنگزیده در جایگاه مردگان و کوچککننده [دنیا در چشم خود]…
سپس حضرت در ادامه به مخاطب خود، فرزندشان امام حسن علیهالسلام، چنین اشاره میکنند:
- …به فرزندی که امیدوار به چیزهایی است که به همه آنها دست نمییابد، رونده راهی است که به نیستی و مرگ ختم میشود، در دنیا هدف بیماریها، در گروگان تیررس مصیبتها، گرفتار دنیا و حوادث دنیا، سوداکننده دنیای فریبکار، وامدار نابودیها، اسیر مرگ، همسوگند رنجها، همنشین غم و اندوهها، آماج بلاها، به خاک درافتاده خواهشها و جانشین گذشتگان است.
علت ابهام و توضیح آن:
برخی افراد به دلیل این الفاظ و عبارات، گمان کردهاند که این نامه نه از امیرالمؤمنین علیهالسلام صادر شده و نه به امام حسن علیهالسلام نوشته شده است. دلیلشان این است که شأن امیرالمؤمنین (ع) بالاتر از آن است که خود را «پدری فانی» و «مقیم خانه مردگان» بخواند و شأن امام مجتبی (ع) نیز بالاتر از آن است که «آماج بلاها» و «فانی در آرزوهای دستنیافتنی» توصیف شود.
- اما باید دانست که این نامه را علی بن ابیطالب از جایگاه امیرالمؤمنینی ننوشته، بلکه از جایگاه یک پدر پیر نگاشته است. پدری که دوران عمرش به سر آمده و روزهای پایانی زندگی را سپری میکند، طبیعی است که خود را فانی بداند. این یک واقعیتنمایی است و نه سخنرانی رسمی برای مردم. مخاطب نامه نیز هرچند امام حسن مجتبی (ع) است، اما حضرت او را از حیث اینکه یک جوان است توصیف میکند. کدام جوانی نیست که در تیررس مسائل و گرفتار حوادث دنیا نباشد؟
هدف حضرت از این واقعنمایی:
هدف حضرت از این مقدمه این است که بیان کند: من با توجه به این واقعیتهای ذاتی دنیا، میخواهم به تو راهکار دهم که چگونه در چنین شرایطی رشد کنی. ایشان میخواهند بگویند که: عزیز دلم، فردای تو امروز من است و امروز تو دیروز من بوده. من تمام این مسیری را که تو میخواهی بروی، رفتهام. بیا تجربهام را به تو تقدیم میکنم.
تواضع پدری و پرهیز از نصیحت از بالا به پایین:
نکته آخر در این مقدمه، تواضع پدری و پسری است. حضرت از بالا به پایین سخن نگفتهاند؛ بلکه ابتدا از خودشان شروع میکنند:
من الوالد الفان المقر للزمان المدبر العمر. این روش، به ما میآموزد که در مواجهه با جوانان باید رعایت این ادب را داشته باشیم؛ نه اینکه پیوسته از بالا به پایین نصیحت کنیم و خود را بیخطا و بیعیب و نقص جلوه دهیم. اینها نکات بسیار زیبایی هستند که تنها از ابتدای مقدمه این نامه برداشت میشود.
انشاءالله در ادامه، جرعه جرعه از اصول و مهارتهایی که حضرت در این نامه رعایت کرده و به ما آموزش دادهاند، لذت خواهیم برد.
منابع:
- نامه ۳۱ نهچالبلاغه