کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: تربیت فرزند براساس نامه ۳۱، مراقبت از زبان
- حضرت امیرالمؤمنین علی (ع) پس از آنکه اصل بنیادین و اولیۀ «خودسازی» را به فرزندشان، امام حسن مجتبی (ع)، یادآور میشوند، اکنون به یکی از بزرگترین موانع و آسیبها در این مسیر میپردازند.
- ایشان، همانند توصیۀ خداوند در قرآن که میفرماید «عَلَیْکُمْ أَنْفُسَکُمْ» (به خودتان بپردازید)، تأکید میکنند که اگر انسان خود را اصلاح کند، خداوند سایر امور او را نیز اصلاح خواهد کرد.
حال حضرت میخواهند بیان کنند که در این مسیر خودسازی، چه عاملی بیشترین آسیب را به انسان وارد میکند؟
آن عامل، زبان است.
ایشان میفرمایند: پس جایگاه آینده را آباد کن؛ آخرت را به دنیا مفروش؛ آنچه را نمیدانی مگو و دربارۀ آنچه بر تو لازم نیست، سخن مران. اما چرا در میان تمام امور، اینگونه بر زبان تأکید میشود و کنترل آن تا این حد در اصلاح یا سقوط انسان نقش دارد؟
حضرت خود در خطبۀ ۱۷۶ نهجالبلاغه به این پرسش پاسخ دادهاند و اهمیت کنترل زبان در رعایت تقوا را روشن ساختهاند.
- ایشان توضیح میدهند که اگر تمام اعمال انسان درست باشد اما زبانش را کنترل نکند، تقوای او سودی نخواهد داشت.
ایشان میفرمایند:
- هماهنگی زبان و دل: انسان باید زبانش را حفظ کند، زیرا این زبان سرکش، صاحب خود را به هلاکت میاندازد.
- شرط سودمندی تقوا: به خدا سوگند، پرهیزکاری را ندیدهام که تقوا برای او سودمند بوده باشد، مگر آنکه زبان خویش را حفظ کرده بود.
- تفاوت مؤمن و منافق: همانا زبان مؤمن در پسِ قلب اوست و قلب منافق در پسِ زبان او. زیرا مؤمن هرگاه بخواهد سخنی بگوید، نخست میاندیشد؛ اگر نیک بود، آن را اظهار میکند و اگر ناپسند بود، پنهانش میدارد. در حالی که منافق، هرآنچه بر زبانش میآید را بدون آنکه بداند به سود اوست یا به زیانش، بیان میکند.
برای تأکید بیشتر بر این موضوع، حضرت به حدیثی از پیامبر اکرم (ص) استناد میکنند که فرمودند:
- ایمان بندهای استوار نمیگردد، مگر آنکه قلب او استوار شود؛ و قلب کسی استوار نمیشود، تا زمانی که زبان او استوار گردد.
این کلام بدین معناست که اولین و مهمترین گام در مسیر خودسازی، مدیریت و کنترل زبان است.
در پایان، حضرت دو راهکار بسیار کلیدی و کاربردی ارائه میدهند که میتوان از همین لحظه آنها را به کار بست:
- دربارۀ چیزی که علم و آگاهی نداری، سخن نگو
- تمام چیزهایی را که میدانی، بر زبان نیاور؛ مگر آنکه از تو پرسیده باشند یا گفتن آن لازم باشد
منابع:
- نامه ۳۱ نهچالبلاغه