کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: تربیت فرزند براساس نامه ۳۱، آموزش اعتقادی
بسیاری از ما از دوران کودکی به یاد داریم که کلاسهای اعتقادی، که گاهی از آنها با عنوان «ایدئولوژی» یاد میشد، اغلب سردترین و بیروحترین بخش آموزشهای دینی بودند. این تصور تا آنجا پیش میرفت که گاهی این کلاسها به شوخی «چرتولوژی» نامیده میشدند، زیرا نمیتوانستیم درک کنیم که این مبانی اعتقادی تا چه اندازه در زندگی ما اهمیت دارند.
اما اهمیت این باورهای بنیادین در لحظات سخت، مانند شبهای عملیات در جبهه، آشکار میشد؛ در آنجا، این همان اعتقادات بود که انسانها را استوار نگه میداشت و هر کس در این باورها سست بود، میبرید و از هم فرومیپاشید.
- امیرالمؤمنین علی (ع) برخلاف بسیاری از ما و اساتید ما، هرگز به بیان مشتی مباحث کلامی و استدلالی خشک بسنده نمیکنند، بلکه بلافاصله از هر بحث اعتقادی، یک ثمرۀ عملی استخراج مینمایند.
- ایشان پس از آنکه بیان کردند خداوند زنده میکند و میمیراند، بیمار میکند و شفا میبخشد، روزی میدهد و همه چیز در ید قدرت اوست و اگر خدای دیگری وجود داشت باید پیامبران او نیز میآمدند، اینگونه نتیجهگیری میکنند: حال که این حقیقت را دریافتی… در عمل بکوش.
یعنی اکنون که فهمیدی تمام امور دنیا و آخرت به دست خداست، باید در میدان عمل تلاش کنی؛ آن هم تلاشی که سزاوار جایگاه توست.
جایگاه تو در برابر خداوند چگونه است؟
- جایگاه کسی که منزلتش اندک، تواناییاش ضعیف و ناتوانیاش بسیار است، اما در عین حال، مشتاق اطاعت از خدا، ترسان از عذاب او و گریزان از خشم اوست.
- اگر انسان این نسبت، یعنی فقر محض خود در برابر غنای مطلق خداوند را درک کند، آنگاه تمام جهتگیریهای وجودی خود را با او تنظیم میکند: ترسش از خدا، شوقش به خدا و امیدش به خدا خواهد بود و بندگیاش را تنها برای او خالص خواهد کرد.
در اینجا به یک نکتۀ بسیار مهم میرسیم: بندگی غیر خدا ذلت است و بندگی خدا عزت.
چرا؟
- زیرا خداوند هیچ نیازی به بندگی ما ندارد.
- او به نیکیهایی امر میکند که نفعشان به خود ما بازمیگردد و از پلشتیهایی نهی میکند که ضررشان متوجه خود ماست.
- در حقیقت، انسانی که عقلش شکوفا شود، عاشقانه از اوامر و نواهی الهی اطاعت میکند، زیرا میفهمد که این دستورات، چیزی جز راهنمایی برای سعادت خود او نیست.
منابع:
- نامه ۳۱ نهچالبلاغه