کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: تربیت فرزند براساس نامه ۳۱، اهمیت دوره نوجوانی
نامه سیویکم نهجالبلاغه، اگرچه در ۳۱ سالگی امام مجتبی (ع) نوشته شده است، اما در حقیقت، فرایند تربیتیای را توصیف میکند که حضرت امیرالمؤمنین (ع) از ابتدای نوجوانی فرزندشان آغاز کرده بودند.
- یکی از اصول بنیادینی که این نامه به والدین و مربیان میآموزد، اصل «شتاب کردن» و بهنگام بودن در امر تربیت است.
- حضرت معتقدند که اولین و مهمترین برههای که والدین باید با تمام همت خود برای تربیت فرزندشان حاضر باشند، آغاز دوران نوجوانی است.
ایشان قلب و شخصیت یک نوجوان را به زمینی خالی و آماده تشبیه میکنند که هر بذری در آن کاشته شود، به ثمر خواهد نشست. حال که چنین است، چرا ما بذر درست را در آن نکاریم؟
حضرت برای تأکید بر اهمیت این سرعت عمل، به اقدام خود اشاره میکنند و میفرمایند: پسرم، هنگامی که دیدم سالیانی از من گذشت و توانم رو به کاستی رفت، به نوشتن وصیت برای تو شتاب کردم. ایشان همین شتاب را در تربیت فرزندشان نیز به کار بستهاند و میفرمایند: من در ادبآموزی تو شتاب کردم، پیش از آنکه دلت سخت گردد.
اگر والدین به بهانههایی همچون مشغلۀ کاری، تحصیل یا گرفتاریهای مالی، این لحظات طلایی را از دست بدهند، در آینده برای تربیت فرزندشان باید هزینهها و زحمات چندین برابری را متحمل شوند و احتمالاً نتیجۀ بسیار کمتری نیز دریافت خواهند کرد.
این تأخیر مانند آن است که کشاورزی زمین خود را رها کند و دیگری بیاید، آن را شخم بزند، بذر خود را بکارد و مالک آن زمین شود.
حضرت در یکی از حکمتهای نهجالبلاغه نسبت به این غفلت هشدار میدهند: “هر کس را که نزدیکانش واگذارند، بیگانه او را پذیرا خواهد شد.“
- وقتی والدین در ابتدای نوجوانی در کنار فرزند خود نباشند، فضای مجازی، دوستان و دیگران، ذهن و دل او را تصاحب خواهند کرد و آن زمین دیگر از آنِ والدین نخواهد بود، زیرا دیگران بذرهای ناسالم خود را در آن کاشتهاند. باید دانست که تحصیل، شغل و فعالیتهای اجتماعی، هیچکدام در پیشگاه خداوند بهانهای موجه برای کوتاهی در این امر خطیر نیست.
بر اساس این اصل، میتوان دو موقعیت بسیار حساس و حیاتی را شناسایی کرد که والدین باید به هر قیمتی وقت خود را خالی کرده و در کنار فرزندانشان باشند:
- در آستانۀ ورود به کلاس اول ابتدایی:
زمانی که فرزند برای اولین بار میخواهد از کانون خانواده وارد اولین محیط اجتماعی رسمی، یعنی مدرسه، شود.
در این مقطع، پدر و مادر باید برای یک سال، بیشترین وقت را به فرزندشان اختصاص دهند؛ با او بازی کنند، به سفر بروند و با او همنشین باشند تا او را برای ورود به جامعه آماده سازند و فرزندشان با احساس کمبود محبت یا فکر وارد مدرسه نشود.
- در آستانۀ ورود به دوران نوجوانی (حدود ۱۲ سالگی):
در این دوره نیز فرزند به یک سال همراهی حداکثری والدین نیاز دارد. این همراهی باید به معنای واقعی «زندگی کردن با او» باشد؛ با او به سفر بروند، کارهای مشترک انجام دهند، نظرش را بخواهند و به او مسئولیت بسپارند.
به عنوان مثال، اگر وسیلهای در خانه خراب شد، از او برای تعمیرش کمک بخواهند تا مهارتهای عملی را بیاموزد. زمانی که فرزند میخواهد وارد فضای جدیدی شود، والدین باید همراه او باشند. نوجوان در این دوره با تحولات درونی و بیرونی شگرفی همچون بلوغ، تقویت غرایز، افزایش هیجانات و ورود جدیتر به فضای اجتماعی مواجه میشود. اگر پدر و مادر در این دوران حساس، آگاهانه و حامی در کنار او نباشند، فرزند آسیبپذیر شده و هیچ مربی دیگری نخواهد توانست جای خالی آنها را پر کند.
منابع:
- نامه 31 نهچالبلاغه