کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: تربیت فرزند براساس نامه ۳۱، انتقال تجربه
در ادامه بررسی اصول و مهارتهای تربیت فرزند از نامه سی و یکم نهجالبلاغه، اکنون به اولین نکتهای میرسیم که امیرالمؤمنین علیهالسلام در مقدمه این نامه تربیتی به کار گرفتهاند. این نکته به تواضع و واقعگرایی در انتقال تجربه و همچنین اهمیت غنیمت شمردن تجربه بزرگان اشاره دارد.
- تواضع و فروتنی در نگاه پدرانه:
قرآن کریم درباره پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم میفرماید: «قل انما انا بشرا مثلکم یوحى إلی» (سوره کهف، آیه ۱۱۰). یعنی ای پیامبر، بگو که من تنها بشری مانند شما هستم که به من وحی میشود.
«بشر» به معنای موجودی است که پوست دارد و کنایه از این است که او نیز مانند دیگران گرسنه و تشنه میشود، مریض میگردد، ازدواج میکند، فرزند دارد و در بازار خرید و فروش میکند. امیرالمؤمنین علیهالسلام در این نامه خود و فرزندشان را از حیث بشر بودن معیار قرار میدهند.
این رویکرد حضرت در قالب کلامی بسیار فروتنانه بیان میشود: ایشان میخواهند به پسر عزیزش امام حسن علیهالسلام بگویند:
- قربانت بروم، مسیری که تو تازه در ابتدای آن هستی، من در پایان آن قرار دارم.
هدف از این بیان متواضعانه چیست؟ این است که عقل روشن امام حسن علیهالسلام دریابد که آه، چه خوب! مسیری که من تازه میخواهم ناشناخته طی کنم، پدرم همه آن را با موفقیت پیموده و میخواهد تمام تجربهاش را به من بدهد.
- غنیمت شمردن تجربه پیرانه:
- این رویکرد حضرت، اصل اول تربیت را بر غنیمت شمردن تجربه پیرانه و استفاده از خرد بزرگترها استوار میسازد.
در گذشته، ما خودمان در دوران کودکی مشتاق بودیم که نزد پیرمردها و پیرزنها بنشینیم و تجربیاتشان را بشنویم. اما متأسفانه امروز جوانان از این امر غفلت میورزند.
امیرالمؤمنین علیهالسلام در نهجالبلاغه میفرمایند: رَأْیُ الشَّیْخِ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ جَلَدِ الْغُلَامِ؛ یعنی: نظر پخته و با تجربه پیرمرد، نزد من محبوبتر از جست و خیز و تلاش و تقلای جوان است.
زیرا پیرمرد پخته و باتجربه است، در حالی که جوان تازه میخواهد راه آزمون و خطا را بپیماید. حضرت با زبان تواضع، این حقیقت گرانبها را در اختیار فرزندشان و همچنین ما که فرزندان و پیروان ایشان هستیم، قرار میدهند.
- شتاب در انتقال تجربه به دلیل کهولت سن و بیم ضعف حافظه:
در ادامه نامه، امیرالمؤمنین علیهالسلام دلیل نوشتن این نامه را چنین بیان میفرمایند:
- من ترسیدم حالا که پیر شدهام، جسمم ضعیف شده و مبادا حافظهام هم روزی ضعیف شود و نتوانم همه خوبیها را به تو منتقل کنم. نتوانم به طور کامل به تو خدمت کنم. لذا شتاب کردم.
سپس حضرت میفرمایند:
- بشنوید پس از ستایش پروردگار؛ همانا گذشت عمر و چیرگی روزگار و روی آوردن آخرت، مرا از یاد غیر خودم باز داشته و تمام توجهم را به آخرت کشانده است.
این بیان حضرت اوج ایثار و تعهد ایشان به تربیت را نشان میدهد. انسانی که همه حواسش به آخرت است و عمرش را به پایان میرساند، با این حال وقت گرانبهای خود را برای نوشتن نامهای مفصل و تربیتی برای یک جوان اختصاص میدهد. این خود درس بزرگی از اهمیت جایگاه تربیت و آیندهسازی است که علیرغم مشغلههای روحی و معنوی، از آن غفلت نمیورزد.
منابع:
- نامه ۳۱ نهچالبلاغه