کلیپ
پادکست
متن
بسمالله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد مهدوی ارفع
عنوان: تربیت فرزند براساس نامه ۳۱، اولین و بهترین توصیه
در جلسات گذشته، با ارزش و اهمیت نامه حضرت علی (ع) به فرزندشان امام مجتبی (ع) و نوع ورود ایشان به نصیحت فرزند آشنا شدیم؛ ورودی که بسیار متواضعانه، دلسوزانه و عاشقانه بود. اکنون حضرت میخواهند تمام آن چیزی را که فرزندشان تا روز قیامت به آن نیاز خواهد داشت و چکیدۀ تمام آنچه را که از ابتدای نوجوانی در تربیت او انجام دادهاند، یکجا برای ایشان جمعآوری کنند.
این توصیه چه میتوانست باشد؟ آیا این بود که «پسرم، درس بخوان»؟ در حالی که بسیاری از تحصیلکردگان در این مملکت به جایی نرسیدهاند. یا اینکه «پسرم، بیا در بازار برایت کاری فراهم کنم»؟
خیر، اولین و مهمترین توصیه حضرت، متوجه نفس و دلِ خود امام مجتبی (ع) است.
ایشان میفرمایند که این نفس و دل، حالات گوناگونی دارد و من برای هر یک از این حالات، دارویی در یک «داروخانه» فراهم کردهام و برای هر حالت، نسخهای قرار دادهام.
حضرت میفرمایند: پسرم، همانا تو را به تقوای الهی سفارش میکنم تا پیوسته در فرمان الهی باشی.
اما چگونه میتوان پیوسته در فرمان الهی بود در حالی که انسان دارای نفس است؟ گاهی بیهوده غمگین میشود، گاهی بیش از حد سرخوش است، گاهی حرص و طمع بر او غلبه میکند، گاهی امید و گاهی ناامیدی به سراغش میآید و گاهی غرایز و شهوات در او فوران میکند.
حضرت برای اینکه انسان بتواند دائم و بدون انقطاع در مسیر درست زندگی کند، حالات مختلف نفس را به همراه نسخه و راهحل هر یک بیان میکنند:
- دلت را با یاد خدا زنده کن:
هر زمان احساس کردی دلمرده میشوی، با ذکر خدا آن را زنده کن و به ریسمان او چنگ بزن. چه وسیلهای مطمئنتر از رابطه تو با خداست، اگر سررشته آن را در دست بگیری؟
- دلت را با موعظه نیکو زنده کن:
هرگاه احساس کردی روحت آلوده و سنگدل میشود، نزد عالمی بزرگ یا اهل دلی برو و از او بخواه که تو را موعظه کند.
- هوای نفست را با بیاعتنایی به دنیا بمیران:
هر زمان متوجه شدی که در حال ساختن افکار رویایی و خیز برداشتن برای دنیاطلبی هستی، زهد پیشه کن. به آخر کار بیندیش که مرگ است، دو متر پارچه است و سؤال و جواب در قبر.
- جان را با یقین نیرومند کن:
اگر میخواهی در هر مسیری با قوت حرکت کنی، به دنبال برهان و استدلال باش و قلبت را با یقین تقویت نما.
- آن را با نور حکمت روشنایی ببخش:
حکمت میتواند تاریکیهای دل را از بین ببرد.
- آن را با یاد مرگ رام کن:
گاهی نفس سرکشی میکند و پیوسته به دنبال شهوات است. برای رام کردن آن، مرگ را به یاد بیاور.
- به نابودی از نفس خود اعتراف بگیر:
آن را وادار کن تا به فانی بودن خود اعتراف کند.
- با بررسی تحولات ناگوار دنیا به او آگاهی ببخش:
او را از دگرگونیهای روزگار و زشتیهای گردش شب و روز بترسان. برای به کنترل درآوردن این نفس چموش و سرکش، در تاریخ گذشتگان مطالعه کن تا ببیند عاقبت ثروتاندوزی، سرنوشتی همچون نمرود و فرعون است و بداند که این راه به کجا ختم میشود.
- تاریخ گذشتگان را بر او بنما:
آنچه را که بر سر پیشینیان آمده است به یادش آور.
- در دیار و آثار ویران رفتگان گردش کن:
سفر کن و آثار گذشتگان را ببین و بیندیش که آنها چه کردند، از کجا کوچ کرده و در کجا فرود آمدند.
حضرت خود پاسخ میدهند:
آنها از جمع دوستان و عزیزان کوچ کرده و به دیار غربت، یعنی قبر، سفر کردند. گویا زمانی نمیگذرد که تو هم یکی از آنان خواهی بود. پس در درجه اول، حواست به دل و نفس خودت باشد. من برای هر حالتی از حالات آن، نسخهای به تو دادم که با مراقبت و مداومت بر این داروها، میتوانی دائم و پیوسته به سمت بندگی خدا و رشد حرکت کنی.
منابع:
- نامه ۳۱ نهچالبلاغه