دوره Home
81.تربیت دینی فرزند قسمت سوم
82.تربیت دینی فرزند قسمت چهارم
83.تربیت دینی فرزند قسمت پنجم
84.تربیت دینی فرزند قسمت ششم
85.تربیت دینی فرزند قسمت هفتم
86.تربیت اجتماعی فرزند قسمت اول
87.تربیت اجتماعی فرزند قسمت دوم
88.تأثیر لقمه حلال در تربیت فرزندان (قسمت اول)
89.تأثیر لقمه حلال در تربیت فرزندان (قسمت دوم)
90.پرسشگری کودکان قسمت اول
91.پرسشگری کودکان قسمت دوم
92.پرخاشگری قسمت اول
93.پرخاشگری قسمت دوم
94.پدر و مادر، محور اصلی تربیت
95.آیا تعدد فرزندان در کیفیت تربیت تأثیر دارد؟
96.اهمیت و فواید فرزندآوری (قسمت اول)
97.اهمیت و فواید فرزندآوری (قسمت دوم)
98.انواع گریه کردن در بچه ها
99.آموزش های قبل از دبستان
100.اعتماد به نفس در فرزندان
101.اصل صبر در دوران تولد فرزند
102.اسباب بازی در تربیت
103.از شیر گرفتن فرزندان قسمت اول
104.از شیر گرفتن فرزندان قسمت دوم
105.از پوشک گرفتن فرزندان قسمت اول
106.از پوشک گرفتن فرزندان قسمت دوم
107.از پوشک گرفتن فرزندان قسمت سوم
108.ارکان تربیت موفق
109.آرامش مادر در دوران تولد فرزند
110.احترام به فرزند
111.سه عامل مهم در تربیت
112.آموزش حق الناس با داستان
113.نماز و فرزندان، قسمت اول
114.نماز و فرزندان، قسمت دوم
115.مسجد و فرزندان، قسمت اول
116.مسجد و فرزندان، قسمت دوم
117.معاد را باور کنیم یا معاد باوری
118.خدا، همه جا هست!
119.صفات خدا را بشناسیم
120.قدر نعمت ها را بدانیم
3 of 4

90.پرسشگری کودکان قسمت اول

متن

بسم الله الرحمن الرحیم
کارشناس: استاد تراشیون
عنوان: پرسشگری کودکان، قسمت اول

یکی از ویژگی هایی که در فرزندان بوجود می آید، بحث پرسشگری است. بچه ها از یک دوره شروع به پرسیدن می کنند. این دوره از حدود سه سالگی به بعد است.
دلیل پرسشگری فرزندان از سه سالگی تا هفت سالگی هم دو مورد است:
• الف: دنیایشان هنوز کوچک است. یک مرتبه با یک دنیای بزرگی مواجه شدند، ابهامات زیاد دارند و لذا سوال زیادی هم دارند.
• ب: منابعشان هم محدود است. فرزند نمی تواند مطالعه کند. شبکه های تلویزیونی را جابجا کند و نمی تواند جستجو کند. لذا سوالاتشان زیاد است.
بیشتر هم این سوالات را از مادر و پدر می پرسند.
سوالات بچه ها سه دسته است:
1- سوالاتی هستند که پاسخ آنها برایشان غیرقابل فهم است.
مثل سوالاتی در مورد بهشت، جهنم، خدا، شیطان و….
اینها چون سوالاتی ماورایی هستند ذهنشان آماده پذیرش نیست. شاید ما بتوانیم پاسخ بدهیم ولی مشخص نیست که فرزند آنطور که ما می خواهیم این پاسخ را دریافت کند.
مثال: یک زمانی مادری تعریف می کرد که فرزند چهارساله ام از من سوال کرد که مادر، خدا کجاست؟
به او گفتم: خدا همه جا است.
موقع نهار بود و سر سفره بودیم. نهار هم ماکارانی بود. فرزند گفت: یعنی خدا در ماکارنی هم هست؟
به او گفتم: مادرجان، خدا همه جا است.
بعد از خوردن غذا فرزند گفت: مادر، من خدا را خوردم!!!
فرزندی که هنوز به مرحله ای از درک نرسیده که ما به او بگوییم خدا همه جا است یعنی فکر می کند خدا یک موجودی است که کوچک شده و داخل ماکارانی رفته است. و وقتی می خورد یعنی خدا را خورده است.
بچه ها در این دوره انسان پندار هستند. یعنی هنوز به مرحله ماورایی و درک ماورایی نرسیده اند. بنابراین این سوالات ممکن است انحرافات ذهنی و باوری و اعتقادی ایجاد کند.
در مقابل این پرسش ها چه کار باید بکنیم؟
معمولا یا باید یک جواب اقناعی بدهیم و حواسش را پرت کنیم یا از همان ابتدا حواسش را پرت می کنیم. یعنی تا گفت که خدا کجاست؟ به او بگوییم: خدا همه جا است و سریع به او بگوییم که چه خوبه که الآن برویم و غذا بخوریم. دیگر اجازه ندهیم که فرزند در ذهنش دنبال سوالات جدید بگردد.
به او اجازه ندهیم که دنبال این باشد که خدا در ماکارانی است یا خیر؟ با یک هنرمندی و تدبیری از روش حواسپرتی استفاده کنیم.
حواس پرت کردن بچه ها خیلی مهم است. در تربیت حواس پرت کردن بچه ها برای پدران و مادران مانند یک سلاح برای یک رزمنده است. به این میزان می تواند اهمیت داشته باشد.

2- سوالاتی است که پاسخش را ممکن است فرزندان متوجه بشوند ولی برایشان در این دوره ضرر دارد.
یعنی آسیب هایی را به فرزندان می رساند.
مثلا فرزند از ما سوال کند که بچه ها چطور بوجود می آیند؟ اصلا بچه چطور به دنیا می آید؟
ممکن است که برای یک بچه ی 5 ساله اگر پاسخ این سوال را بدهیم متوجه بشود ولی در این دوره سنی زیان آور است. و به او آسیب خواهد زد.

درس Content
به بالا بروید